ايرج افشار
15
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
كلهكان در ناحيهء جالق بر كنار رودخانهاى واقع شده و اين قريه نيز مخروبه و در سمت جنوب جالق واقع است . زراعتش از رودخانه مىشود . پنج قلعهء كوچك موسوم به اين اسامى دارد : بالاقلعه ، لجّى ، فهرج ، قلعه غيبى ، كلدين . جمعيتش يكصد خانوار و سنّى مذهبند . محصولاتش شتوى گندم و صيفى برنج است . نخيلات كمى دارد . هوايش مثل جالق گرم و رطوبى است . لباس اهالى آنجا نيز از كرباس و پارچهء پشمى است كه خود مىبافند . [ 9 الف ] افادات مؤلف رياست جالق و دزّك بالوراثه به مير علم خان منتقل شده كه دودمان خويش را به شاه نعمت الله ولى منتهى مىدانند و خويش را سيّد مىدانستهاند . مير نيز در قديم بر سيّد اطلاق مىشده است . بعد از مير علم خان رياست اين دو محلّ به مير دلاور خان رسيد . مردى شجاع و رشيد و قطور و متمول بود . مكرّر گاو را مىبستند و با شمشير گردن او را از زير كاهون زده بود . در سنهء هزار و سيصد و هفت هجرى در حكومت كرمان مرحوم سلطان عبد الحميد ميرزاى ناصر الدوله فرمانفرما كه اهالى بلوچستان از سوء رفتار ابو الفتح خان سرتيپ قزّاق كه حكومت بلوچستان را داشت بر وى بشوريدند و مير دلاورخان قلعهء فهرج بمپور را محاصره كرد . سال بعد فرمانفرما به بلوچستان رفته با قسم به قرآن كريم مير دلاور خان و شاهدوست خان و سردار حسين خان را اطمينان داده دستگير فرمود و به كرمان آورده محبوس ساخت . مكافات - پسرى در سن هشت سالگى از مير دلاور خان در كنار پدرش زنجير بود به درد گلو ( ديفترى ) مبتلا شد . آنچه به مرحوم فرمانفرما اظهار شد كه او را از محبس درآورند كه آسوده جان دهد راضى نشد . آن پسر در كنار پدر مغلولا بمرد . بعد از سه ماه يا بيشتر اميرزاده پسر فرمانفرما به ديفترى مبتلا و در برابر چشم پدر جان داد . مرحوم فرمانفرما از اين غم يك دم نياسود تا بدرود جهان در سنهء 1309 فرمود . حضرت و الا عبد الحسين ميرزاى فرمانفرماى حاليه به حكومت كرمان نامزد شده فديه از محبوسين گرفت و آنها را آزاد ساخت . افضل . [ 9 ب ]